صفحه اول
ارتباط با من
بايگاني مطالب وبلاگ
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
همــراز؛ طـراح قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا خري آمد به سوي ما درخويش
كه اي مادرچرا رنچم ميدهي پيش
برو ا مشب برايم خوا ستگا ري
اگر جون كره ات رادوست داري
خر مادر به گفت اي پسر جان
من تورادوست دارم بهتراز جان
توخود بين اينهمه خرهاي خوشكل
يكي را نشان كن نيست مشكل
خرك با شادماني جفتكي زد
كمي عر عر نمود و پشتكي زد
بگفت اي مادر جان به قربان نگاهت
به قربان اون چشمهاي سياهت
به خري عاشق شدم من
به خوشكلي نباشد مثل او خر
نه نه اش گفت پالانت را به تن كن
بزرگان محله را صدا كن
همه خرها ريختن در طويله
همانطور كه رسم بود در قبيله
خر محضر روي دختر را بگشود
وصال اين دو را اينطور خواند
دوشيزه خانم يال طلايي
به عقد اين خر در مي آيي
ميان خرها يكي خر ندا داد
عروس رفته بچينه يونچه ازباغ
به اميد و شادي اين دو خر
زندگي كردند با خوشحالي
كاريكاتور روزنامه سعد حريري:كره زمين روي انگشت احمدي نژاد ...
